برچسب: نویسنده: مانی کریمیان تاريخ: سه شنبه 27 مرداد 1405 ساعت: 20:14
خاطرات کودکی... باز باران با ترانه می خورد بر بام خانهخانه ام کو؟ خانه ات کو؟ آن دل دیوانه ات کو؟روزهای کودکی کو؟ فصل خوب سادگی کو؟ یادت آید روز باران گردش یک روز دیرین...پس چه شد دیگر کجا رفت؟ خاطرات خوب و شیرین... در پس آن کوی بنبست در دل تو آرزو هست؟کودک خوشحال دیروز غرق در غمهای در روز جاری... یاد باران رفته از یاد آرزوها رفته بر باد...باز باران،باز باران می خورد بر بام خانهبی بهانه،بی ترانه شاید هم گم کرده خانه...
برچسب: نویسنده: مانی کریمیان تاريخ: سه شنبه 27 مرداد 1405 ساعت: 20:14
اولیـن روز دبـستـان بازگـرد کودکی ها شاد و خندان باز گرد
باز گـرد ای خاطـرات کودکی بر ســوار اسـب های چـوبکـــی خـاطرات کـودکـی زیبـاتـرنـد یــادگــاران کــهـن مـانــا تـرنـــد درسهای سال اول ساده بود آب را بابا به سارا داده بوددرس پند آموز روباه و خروس روبه مکارو دزدو چاپلوس روز مهمانی کوکب خانم است سفره پر از بوی نان گندم است با وجود سوز و سرمای شدید ریز علی پیراهن از تن می دریدتا درون نیمکت جا می شدیم ما پر از تصمیم کبری می شدیمپاک کن هایی ز پاکی داشتیم یک تراش سرخ لاکی داشتیمکیفمان چفتی
برچسب: نویسنده: مانی کریمیان تاريخ: سه شنبه 27 مرداد 1405 ساعت: 20:14

به سلامتی دخترائی که هنوز دوست داشتنین . . .
هنوز مرد رو با آهن پاره ای که زیر پاشونه نمیسنجن . . .
همونائی که بوی عشق میدن . . .
اونائی که مهربونن . . .
همونائی که یه خورده لوسن ولی اگه کسی دوستشون داشت نارو نمیزنن بهش . . .
همونا که تا تهش هستن . . .
سلامتی این فرشته های زمین ، به خصوص نوع ایرانیش . . .
با این که کمیاب شدن ولی بازم هستن . . .
برچسب: نویسنده: مانی کریمیان تاريخ: سه شنبه 27 مرداد 1405 ساعت: 20:14
برچسب: نویسنده: مانی کریمیان تاريخ: سه شنبه 27 مرداد 1405 ساعت: 20:14